۷ فروردین ۱۳۹۱

نگاهي گذرا به شركت هاي پيمانكاري و شرايط كار در آن

دست نوشته هاي كارگران
شركت كره اي ديليم – پتروشيمي اميركبير ماهشهر
تقي سلحشور، داربست بند، در زمان انجام كار مهره هاي كمرش دچار آسيب ديدگي شد. به اداره ي كار مراجعه نمود. او را به كميسيون پزشكي اهواز فرستادند. در آن جا 5 درصد ديه براي او تعيين كردند. در اداره كار ماهشهر به او اعلام نمودند بايد رضايت بدهد . آن چند روز هم كه به كمسيون پزشكي رفته بود برايش غيبت محسوب شد و آن چه به عنوان غرامت بايد دريافت مي كرد، با توجه به هزينه هاي معالجه، فقط 200 هزار تومان شده است.


۱ فروردین ۱۳۹۱

تبريك سال نو كانون مدافعان حقوق كارگر

صبح گرديده، آب يخ بسته است
در همه قريه برف بنشسته است
بر سر كهسار آفتاب صبح
تاج بنهاده است بر نقاب صبح
"نيما"

گويي بهاري است كه هنوز يخبندان باز نشده است؛ بهاري كه به رغم شكوفايي گل ها، بر پشت سر گذراندن زمستان، خنده بر لبان كارگران و زحمتكشان نيامده زيرا كه فقر و تنگدستي گراني و بيكاري هم چنان آنان را تحت فشار قرار داده است و حداقل حقوق تعيين شده براي كارگران با توجه به تورم و گراني موجود بيشتر به دهن كجي به زحمتكشان مي ماند.

بهار

كارن جواهري

بهار از نغمه خوانی چکاوکان بیدل و اسبان مست و دلهای شوریده جوانه می زند .
زمین در زایش دوباره اش تولدی نو به تن کرده خود را در بزمی شاعرانه در حیطه ی
نقاشان جلوه گر می کند .

۲۸ اسفند ۱۳۹۰

عشق

(براي اولين عيد روژان در نبود پدرش، علي اخوان)
علي يزداني
كدام گوهر گران بهايي را در صدف وجود خويش پنهان مي كني روژان ؟ مگر مي توان عشق را پنهان كرد؟ نگاهت را به هنگام بردن پدر , به راهش دوختي و ندانستي كه از چگونگي سكوتت حتي مامور بازداشت هم فهميد كه چه عشق شگفت انگيزي ميان پدر و دختر فرياد مي زند. بيهوده نبود چندشت از دست نوازش مامور , بر گلبرگ صورتت , كه آمده بود برگ دوري پدر را بر دفتر زندگيت رقم زند. حرف بزن دختر , از پدر و دلتنگي ات بگو .

۲۶ اسفند ۱۳۹۰

حداقل د ستمزد براي سال 1391 تعيين شد

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آخرين روزهاي سال 1390 كميته ي مصنوعي تعيين دستمزد كه در آن حتا صداي نمايندگان پيش ساخته ي كارگري هم شنيده نشد، ميزان حداقل دستمزد كارگري براي سال 1391 مبلغ 389 هزار و 754 تومان تعيين كرد و براي ساير رده هاي دستمزدي افزايش 7 درصدي به علاوه روزي 1200 تومان در نظر گرفت كه حتا براي حقوق هاي يك ميليون توماني اين افزايش حدود يك صد هزار تومان خواهد بود.

۲۵ اسفند ۱۳۹۰

دستمزد

كانون مدافعان حقوق كارگر - با توجه به حساسيت موضوع "تعيين حداقل دستمزد "كه در اواخر هر سال دغدغه و نگراني از آينده را براي گروه بزرگي از كارگران و حقوق بگيران و خانواده هايشان ايجاد مي كند ، از دوستان خواستيم تا نقطه نظر خود را در اين مورد مطرح كنند. در مطالب و مقالات رسيده به مواردي از اين نگراني ها اشاره شده است . بديهي ست كه از زواياي گوناگون مي توان به "حداقل دستمزد" نگريست . به نظر مي رسد عدم تناسب هزينه ها و "حداقل دستمزد"براي جامعه حامل خساراتي ست كه بي توجهي به آن از هر منظر و هر زاويه اي نتايج غير قابل جبراني را به همراه خواهد داشت. با اين حال همچنان خواهان دريافت نقطه نظرات دوستان در اين مورد هستيم .

***

عليرضا ثقفي

در يك مقايسه ي اجمالي ميان نرخ اجناس مورد نياز و ضروري براي زنده ماندن (Wag for living) يكي از نمايندگان كارگري وابسته به وزارت كار مي گويد:"افزايش قيمت ها بين 30 تا 100درصد است(ايلنا 25 بهمن، نقل از عضو هيات مديره كارگران قراردادي و پيمانكاري)

۲۱ اسفند ۱۳۹۰

گزارشی از همایش «وال‌استریت؛ دریچه‌ای رو به جهانی نو» در دانشگاه آزاد تبریز

همایشِ «وال‌استریت؛ دریچه‌ای رو به جهانی نو» روز دوشنبه 8 اسفند 1390 در سالن آمفی‌تئاتر شهریارِ دانشگاه آزاد تبریز و به میزبانیِ کانون وحدت دانشجویان دانشگاه‌ آزاد تبریز و با حضور دکتر فریبرز رئیس دانا، دکتر محمد مالجو و پرویز صداقت برگزار شد.

۲۰ اسفند ۱۳۹۰

سه نما از زندگي زنان

هاله صفرزاده

باعجله سوار اتوبوس شدم. باران تند تند مي باريد. هوا كمي لطيف شده بود. بعد ازماه ها ناپاكي هوا بالاخره اين بارندگي كمي هواي تميز را هم نصيب ما كرد. خانمي همراه من سوار شد:
- باران لعنتي . ول كن هم نيست.

تب تنهايي

شهناز نيكوروان

مثل هميشه ، غروب آن روز هم هوا بسیار سرد بود.دخترک بشدت وحشت زده بود ، به نظرش می رسید از زیر آب صداهای عجیب وغریبی می آید .ترس از موجودات ناشناخته ي داستان های روستاییان و بزرگترهای فامیل ، از جن های رود سبزاب وحشت عجیبی به جانش انداخته بود. به حدی ترسیده بود که جرات تکان خوردن نداشت.احساس می کرد آن هایی که در زیر آب

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد

« آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار)

در سالی که گذشت شاهد چند مورد از آشکارترین تعدیات علیه زنان یعنی تجاوز گروهی بوده ایم.(خمینی شهر، استان گلستان و استان خراسان و استخری در تهران که البته در آن طبق آن چه طرح شده بنابرتعاریف رسمی تجاوز صورت نگرفته است و

نابرابری دستمزد، ستمي مضاعف براي زنان كارگر

الهام هومين‌فر

اگر آن گونه كه گفته مي‌شود دو سوم كار جهاني را زنان انجام مي‌دهند اما تنها يك دهم درآمد جهان به آنان اختصاص مي‌يابد در واقع ما با استثمار آرامي روبرو هستيم كه براساس جنسيت نابرابري عميقي را نهادينه كرده است.

آمارهاي سال 1998 نشان از آن دارد كه دوسوم از يك ميليارد جمعيت بزرگسال بي‌سواد و محروم جهان زن هستند. 1

جنگ ، صلح و تعدیل ساختاری / اطلاعيه اتحاديه نيروي كار پروژه اي

برخی از همکاران طی نامه­ای به اتحادیه نیروی کار پروژه­ای ، پیشنهاد دادند برای دفاع از صلح و محکومیت جنگ طلبان در شرایط بحرانی کنونی ، اطلاعیه­ای با امضاء کارگران آماده گردد . اتحادیه نیروی کار پروژه­ای با جمع بندی نظرات همکاران ، این دیدگاه را منتشر می­کند .

اتحادیه نیروی کار پروژه­ای اعتقاد دارد :

۱۹ اسفند ۱۳۹۰

ویژه نامه روز جهانی زن- 18 اسفند 1390 - 8 مارس 2012

ویژه نامه روز جهانی زن (18 اسفند 1390- 8 مارس 2012) کانون مدافعان حقوق کارگر منتشر شد.
فایل پی دی اف ویژه نامه را می توانید از این لینک دانلود کنید:
 

۱۸ اسفند ۱۳۹۰

مبادله

شهناز نيكوروان

كانون مدافعان حقوق كارگر – چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ي درونش گواه آرزوهاي دست نيافتني اش بود كه چون خاري به جانش خلیده بود.

در خانواده ای روستایی و بسیار فقیر بدنیا آمد. پدرش بيكار و وامانده بود اما مادرش زن زحمتکشی بود که با کار در مزارع و خانه ي خان ها شکم بچه هایش را سیر می کرد. دختر بزرگ خانواده بود، ساکت و آرام و زیبا مثل همه کودکان، اما غمگین. همیشه از نگاه های بقال ده وحشت داشت اما با خود می گفت: او مثل پدر بزرگم است و من نباید از او بترسم.

تاثير افزايش قيمت ها و فشار اقتصادي بر زندگي زنان

كانون مدافعان حقوق كارگر - در آستانه ي سالگرد روز زن مسايل مهمي وجود دارد كه امروزه در پيش روي زنان در جامعه ي ما وجود دارد. امسال درحالي به پيشواز روز زن مي رويم كه حقوق زنان در جامعه ما نه تنها ارتقا نيافته بلكه در بسياري زمينه ها شاهد عقب گرد هستيم. فقر، سيه روزي، بيكاري و خارج شدن زنان از گردونه اقتصادي هر روز ابعاد گسترده تري مي يابد. ورشكستگي اقتصادي در نتيجه ي بيكاري فزاينده و تعطيلي بسياري از مراكر اقتصادي بيش از هر چيز فشار و سنگيني خود را بر دوش زنان وارد مي كند. بنگاه هاي اقتصادي با كوچكترين مشكل ابتدا تلاش مي كنند تا حقوق اوليه زنان را در محيط كار ناديده بگيرند. گزارش هاي مختلفي از اخراج كارگران زن در بخش هاي مختلف وجود دارد و در نتيجه پايين آمدن دستمزد زنان درعرصه هاي مختلف قابل مشاهده است. حقوق كارگران زن اولين مساله اي است كه گويا برگردن كارفرمايان سنگيني مي كند كه در خلاص شدن از نيروي كار زنان، مرخصي هاي سالانه، زايمان و ...خود را نشان مي دهد.

گفت وگو با...

محمد غزنويان

این یادداشت به همه ي كساني تقدیم می شود كه تلاش بی وقفه اي برای گفت وگو با کارگران و آموزش با ستمدیگان دارند.

برای این که بتوان نگاهی متفاوت به حواشی زندگی انداخت، باید قدری از آن فاصله گرفت. این اتفاق اغلب برای ما می افتد، ولی به سرعت و چنان که گویی فکری شیطانی به ذهنمان خطور کرده، با تکان دادن سر، لحظه درنگ را به گوشه ای در پس ذهن پرتاب می کنیم. ما اغلب از مواجهه با این فاصله گذاری می هراسیم. برای این که می پنداریم، فاصله به قیمت انزوا تمام می شود. برای ما بهتر است که زندگی را همین جور که هست پذیرا باشیم. اما وقتی تنها دقایقی در این حفظ فاصله درنگ کنیم، محل زندگی مان را، شهرمان را، هم چون توده ي در هم و برهمی از بزرگراه ها و گذرهای اصلی و فرعی در می یابیم. خطوطی از آسفالت و آهن که ، سرش به استراحت گاه و انتهایش به محل کار وصل است.

اگر من نبودم

علي يزداني

زنم زن

اگر من نبودم

تمدن كجا بود؟

نمي چيدم ار سيب ممنوعه را من

به تقدير اگر چون تو دل مي سپردم

نمي زادم ار "كار" با بطن دستم

۱۳ اسفند ۱۳۹۰

جاي خالي كارگران در ميان "شركاي اجتماعي"


كانون مدافعان حقوق كارگر - در خبرهايي درمورد تغيير قانون كار و تعيين حداقل دستمزد براي كارگران كه در نشريات و خبرگزاري هاي رسمي مانند ايلنا، منتشر مي شود، از "شركاي اجتماعي" نام برده مي شود. منظور از اين شركاي اجتماعي نمايندگان كارگري، نمايندگان كارفرمايي و دولت است. خبرهايي مانند:

۱۱ اسفند ۱۳۹۰

با كارگران پروژه اي

نسل اول و نسل دوم
ناصر آقاجري
كوه پايه هاي زردكوه يا به قول عشاير ساكن در آن"زرده" ديگر مرتعي سبز ندارد. از آن همه گياهان معطر وخوش بو خبري نيست. سبزه ها همين كه جوانه شان از خاك بيرون مي زند، به وسيله ي لبان گرسنه ي بزها و مبش ها از زندگي تهي مي شوند و در زير دندان هاي آنان لهيده مي شوند. چوپان ها كه از آنها گرسنه ترند، همه ي گياهان خوراكي و دارويي را ريشه كن مي كنند تا لقمه اي نان به قيمت نابودي مراتع و محيط زيست به دست آورند. ديگر مراتع ظرفيت چرا را ندارد و به تخته سنگ هاي لخت وعريان و بدون زندگي تبديل شده اند. هيچ گياهي فرصت نمي يابد به گل بنشيند تا نسل بعدي را بيافريند. قبل از قد برافراشتن به وسيله ي بزهاي گرسنه جويده مي شود تا چند قطره شير سفيد به زندگي سراسر فقر"مال" ارزاني كند و نان خشك آنها را با جرعه اي دوغ نرم كند. بادهاي سرد عروب از قله هاي و يخجال هاي زرد كوه، به سوي دره ها سرازير شده وبا خود سوز سردي را به ارمغان مي آورد. سوزي كه تن وجان روح اله را به لرزه در مي آورد. گوسفندان را با هي كردن تشويق به سريع رفتن مي كرد تا قبل از غروب به مال برسند و خطر گرگ و خرس را پشت سر بگذارند.